|
سلمانخان پسر بزرگ سليمخان شاعر و نويسنده برجسته و افسانهاي هند است. سليمخان در كار نگارش فيلمنامه فيلمهاي بسيار مطرحي مثل «شعله»، «ديوار» و «دان» همكاري داشته است. حضور سليمخان در دنياي سينما باعث شد تا سلمان از دوران كودكي به فيلم و سينما علاقهمند شود. او كه از همان زمان همراه پدرش سرصحنه فيلمبرداري فيلمهاي سينمايي ميرفت، اولينبار در سال 1988 جلوي دوربين فيلمبرداري ظاهر شد. اين فيلم «بيوي هوتو ايسي» نام داشت كه سلمان در آن در نقش مكمل بازي كرد، اما يك سال بعد نقش اصلي «منه پياركيا» را به عهده گرفت كه فروش خيلي بالايي در گيشه نمايش كرد و باعث شد تا نام بازيگر در سطح وسيعي مطرح شود. تحليلگران سينمايي در همه جا از اين فيلم، به عنوان اولين كار سينمايي سلمانخان ياد ميكنند. از همان زمان، وي به صورت يكي از محبوبترين بازيگران جوان سينماي هند درآمد. در طول اين سالها در كارهاي بسيار موفقي مثل «ساجن»، «انداز آپنا آپنه»، «هوم آپكه كن هه» و «كارن و آرجون»، «خاموشي» و «كوچكوچ هوتاهه» بازي كرده است. با ورود شاهرخخان در اوايل دهه نود به دنياي سينما، وي موقعيت قبلي خود را از دست داد. شهرت شاهرخخان از وي بيشتر بوده است. سلمان خان برعكس دوخان ديگر باليوود (عامر و شاهرخ) هميشه رگههايي از شوخي و نمك را در كارهاي خود دارد. در طول سالهاي اخير، فعاليت انسان دوستانه سلمانخان افزايش يافته است. او همكاري نزديكي با چند سازمان اجتماعي مدافع حقوق كودكان، زنان و معلولان دارد. از يك سال قبل، سلمانخان همكاري خود با تلويزيون هند را شروع كرده و به عنوان مجري يك برنامه فرهنگي و هنري، هفتهاي 4 شب ميليونها هندي را پاي صحنه تلويزيون ميكشاند. با بالا رفتن سن، سلمانخان فعاليتهاي بازيگري خود را كم كرده و در عرض سال، معمولا در بيشتر از يك يا دو فيلم بازي نميكند. دو برادر جوانترش ارباز و سهيل هم بازيگر شدهاند، ولي نتوانستند موفقيتي شبيه برادر بزرگتر خود كسب كنند. از اين بازيگر كمدي خانوادگي «آقا و خانم كاتا» آماده نمايش است. با آن كه خانوادهاش ميخواستند وي در رشته پزشكي تحصيل كند، ولي آشنايي عايشه تاكيا با پرده نقرهاي به سن 4 سالگي او ميرسد. در آن زمان، او در تعدادي آگهي تبليغاتي كودكانه بازي كرد. پس از پايان تحصيلات دبيرستان، تصميم گرفت بازيگر شود. با فيلم «تارزان: ماشين سرگردان» در سال 2004 به عنوان يك بازيگر به سينماي هند معرفي شد. با آن كه فيلم در جدول گيشه نمايش موفقيتي به دست نياورد، ولي چهره و نام او در سطح وسيعي مطرح شد و مراسم سالانه جوايز فيلم خير (اسكار هندي) جايزه بهترين بازيگر مونث تازهوارد را به او داد. تماشاگران نوجوان هندي علاقه زيادي به وي دارند، زيرا بسياري از فيلمهايي كه بازي كرده متعلق به اين قشر سني است. حضور در فيلمهاي موفقي مثل «ديل مانگه مور» و «ازدواج شماره يك» باعث موفقيت بيشتر او شده است. بجز حضور در فيلمهاي باليوودي و مردمپسند، بازيگر محصولات غيرمتعارف ديگر ايالتهاي هند نيز هست. امسال همزمان با نمايش عمومي «تصوير»8x01 كه در آن در كنار آكشي كومار بازي كرد ازدواج كرد و ميگويد قصد دارد بازيگري را به نفع خانه و خانواده كنار بگذارد. اين در حالي است كه او در حال آماده كردن دو فيلم جديد براي نمايش عمومي است.
+
نوشته شده در یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 1:6 توسط تهرانی
|
قصه راده (با بازي سلمانخان) يك گنگستر عجيب و غريب و پردردسر است. او كه يك جور آدم خردهپا به نظر ميرسد، هر چه بيشتر سعي و تلاش ميكند، موفقيت كمتري كسب ميكند. البته راده جواني خوشفكر است كه خيلي خوب دست به هفتتير ميبرد. او براي داداش گاي كار ميكند كه ميخواهد تسلط شهر را به عهده بگيرد. يكي از خصلتهاي راده بيباكي اوست. داداش گاي از اين وضعيت استفاده كرده و راده را براي تسويه حساب سراغ دشمنان خود ميفرستد. راده هم تكتك آنها را وادار به سكوت ميكند. ولي با اين كار، او جمع دشمنان خودش را زياد ميكند. در نگاه اول چنين به نظر ميرسد كه راده فقط از اعتقادات خودش پيروي ميكند و در زندگي به هيچ اصولي پايبند نيست. در حقيقت، وي اهميت چنداني به احساسات و عواطف ديگران نميدهد. اطرافيان راده فكر ميكنند او هيچوقت عوض نخواهد شد. اما اين اتفاق بزودي رخ ميدهد و آن هم زماني است كه خانواده جانوي (با بازي عايشه تاكيا) به نزديكي محل زندگي راده نقلمكان ميكنند. خيلي زود تالياد، مامور پليس محلي (با بازي مانجركار) كه در تعقيب راده است، به جانوي دل ميبندد، اما او نميداند كه راده هم به جانوي علاقهمند شده است. جانوي كه در رشته روانشناسي تحصيل ميكند، بر اين باور است كه عنصر خوبي دروجود تمام آدمهاي جهان وجود دارد و هر موجود بدي ميتواند تبديل به يك آدم خوب شود. آشنايي با راده، دنياي ذهني جانوي را به هم ميريزد. او نسبت به ديدگاه قبلياش شك ميكند و همين مساله زندگي او را با مشكلاتي روبهرو ميكند. راده كه تحت تاثير اعتقادات مثبت جانوي قرار گرفته، تصميم ميگيرد با گذشتهاش خداحافظي كند. براي اين منظور او رودرروي رئيس و همكاران گنگستر خود قرار ميگيرد و مبارزهاي سخت را عليه آنان شروع ميكند. داداش گاي هم در مقابل، قصد دارد راده را از سر راه خود بردارد. در چنين اوضاع و احوالي است كه رئيس پليس شهر بمبئي، دستور دستگيري 200 گنگستر بانفوذ داخل شهر را ميدهد. نقد «تحت تعقيب» يك كمدي اكشن شلوغ و بزن و بكوب است كه تماشاچي خود را كاملا سرگرم ميكند. كارگرداني خوب و دقيق پرابو دوا به كمك فيلمنامه بانمك آن آمده و باعث خلق فيلمي مفرح و سرگرمكننده ميشود. شهر بمبئي در اين فيلم به شكل تازهاي به نمايش درميآيد و گنگسترهاي داخل قصه آن، شباهت زيادي به ديگر گنگسترهاي فيلمهاي هندي ندارند. ميتوان گفت آنها يك جورهايي كاريكاتوري از گنگسترهاي فعال داخل شهر هستند. قصه «تحت تعقيب» مثل بسياري از ديگر محصولات سينمايي، بحث تقابل دو نيروي خير و شر را به نمايش ميگذارد. راده كاراكتر اصلي قصه فيلم يك ضدقهرمان است كه تحت تاثير نيروي خير قصه كمكم تغيير روحيه و ديدگاه داده و تبديل به يك آدم خوب ميشود. اما اين تغيير و تحول يك باره صورت نميگيرد. در بخش اول فيلم او يك سري اقدامات خلاف انجام ميدهد و تنها در بخش دوم آن است كه وي به خود ميآيد و تصميم ميگيرد كارهاي خلاف خويش را كنار بگذارد. در «تحت تعقيب» هم مثل بسياري ديگر از فيلمهاي هندي، چند بازيگر مطرح سينما به عنوان بازيگر مهمان حضوري كوتاهمدت دارند. اين بازيگران عبارتند از آنيل كاپور و گوويندا دو بازيگر مطرح دهه هشتاد سينماي هند، كه هنوز هم در محصولات باليوودي در نقشهاي اصلي ظاهر ميشوند. بار كمدي و اكشن فيلم در قسمتهاي مختلف فيلم تغيير ميكند و در نوسان است. برخي سكانسها فقط اكشن هستند و اثري از كمدي در آنها نيست و برخي ديگر برعكس. در برخي صحنهها هم كه يادآور فيلمهاي جكي چان است اكشن و كمدي در يكديگر ادغام ميشوند. اتفاقا اين صحنهها كه تلفيقي از كمدي و اكشن است، بشدت زيبا و خوب از كار درآمده است و بهترين سكانسهاي فيلم را تشكيل ميدهد. اوج فيلم در بهترين زمان ممكن رخ ميدهد و اين كاراكتر وينود كانا بازيگر قديمي سينماي هند است كه قصه فيلم را به صحنه اوج آن ميرساند. كارگردان فيلم استفاده خوبي از تك تك كاراكترهاي اصلي خود براي پيشبرد قصه فيلم كرده است. با آن كه سلمان خان بازيگر اصلي «تحت تعقيب» است، اما اين فقط او نيست كه قصه را به جلو ميبرد. بقيه بازيگران و كاراكترهاي فيلم هم حضور پررنگي در قصه و ماجراها دارند. «تحت تعقيب»اولين فيلم سينمايي است كه در سالجاري ميلادي از سلمانخان روي پرده سينماهاي هند رفته است. موفقيت مالي فيلم در گيشه نمايش سينماهاي كشور، باعث شد تا تهيهكنندگان چند فيلم ديگر اين بازيگر تصميم بگيرند تا قبل از پايان سالجاري، فيلمهاي ديگر او را روانه اكران عمومي كنند. به اين ترتيب تا پايان سالجاري ميلادي، تماشاگران هندي ميتوانند حداقل به تماشاي دو فيلم تازه ديگر او بنشينند.
+
نوشته شده در یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 1:4 توسط تهرانی
|
شاهرخخان وقتي از راه رسيد يك پسر جوان بود با پوستي تيره و دماغي بزرگ... اما چيزي كه در وجود او متفاوت بود شادي و سرزندهاي بود كه با دو تا چشم شيطان و براق و لبخندهايي واقعي خود را نشان ميداد. شاهرخخان از همان اول آمد تا بماند و حالا چندين سال است كه مانده، حسابي هم مانده. او وقتي اوايل دهه 90 از دهلي به بمبئي آمد خيلي جوان بود و تنها پشتوانهاش هم انرژي ذاتياش بود... اما از آنجا كه بدون داشتن پشتوانه و تنها به مدد سابقه بازي در چند تئاتر موفق وارد صنعت سينماي هند شده بود، فقط توانست در آغاز در نقشهاي منفي ظاهر شود و او البته اين شجاعت را داشت كه از چيزي نترسد و پس از بازي در يك سريال تلويزيوني در فيلمهايي مثل «بازيگر» و «ترس» بازي كند و نترسد. سال 1995 براي شاهرخخان يك سال سرنوشت ساز بود چون براي نخستين بار نقش يك جوان عاشق را بازي كرد و در فيلم «عاشق عروس را ميبرد» همان كاراكتري را خلق كرد كه بعدها ديگر همه ميخواستند او را در آن نقش ببينند: يك جوان عاشق، شيطان و خستگي ناپذير. فيلم هم حسابي فروخت و به باليوود ثابت شد كه يك ستاره ديگر پيدا كرده است. «گاهي شادي گاهي غم» يك نقطه اوج ديگر در كارنامه بازيگرياش بود. او حالا آنقدر محبوب است كه در يكي از كانالهاي مهم تلويزيوني هند مجري يك شوي تلويزيوني است و هر سال اجراي معتبرترين جشنواره فيلم هند را برعهده دارد و وقتي چند ماه پيش در زمستان امسال براي جراحي شانهاش در بيمارستان بستري شد، موجي از غم سراسر هندوستان را فرا گرفت و آميتاب باچان هم براي عيادتش رفت. شاهرخخان يك وبلاگنويس جدي هم هست و به جاي اين كه خيلي در مورد فيلمهايش صحبت كند بيشتر سعي ميكند تا درباره طبيعت و انسانيت حرف بزند و به جوانها بگويد كه اگر سخت تلاش كنند ميتوانند به هر چيز كه ميخواهند برسند. دو هفته پيش «شاهرخخان» كه خيليها او را بازيگر شماره يك سينماي هند ميدانند و برخيها هم شماره 2، در جريان يك مراسم رسمي در شهر لندن يك دكتراي معتبر دريافت كرد. اين دكتراي افتخاري را مديران دانشگاه «بدفوردشاير» لندن به او اهدا كردند. اين جايزه كه معمولا به هنرمندان خارجي كه دستاوردهاي مهم فرهنگي و هنري در كشور خود دارند تعلق ميگيرد، براي يك عمر تلاش شاهرخخان به او اهدا شد، اما نكته جالب اين بود كه شاهرخخان با لباس سنتي هندي در اين مراسم حاضر شد و به همين دليل هم بيشتر از او تقدير شد. شركت غيرانتفاعي «روتز تو روتز» كه يك نهاد مستقل و غيردولتي است، چند ماه قبل او را نامزد دريافت اين جايزه كرد. مديران اين شركت به اين دليل شاهرخخان را انتخاب كردند كه اعتقاد داشتند او با فيلمهايي كه در آنها بازي كرده يا خودش تهيهكنندگي آنها را برعهده داشته، ديگر يك چهره محبوب در ميان بيشتر مردم آسياست و به اين ترتيب دلهاي مردم اين منطقه را به همديگر نزديكتر كرده و موجب وحدت و همدلي اقوام كشورهاي آسيايي شده است. شاهرخخان متولد 2 نوامبر 1965 در دهلينو پايتخت هندوستان است. او در خانوادهاي تحصيلكرده كه از نظر مالي موقعيت متوسطي داشتند به دنيا آمد. پدرش مهندس بود و مادرش هم تحصيلات دانشگاهي داشت و به عنوان مددكار اجتماعي فعاليت ميكرد. نزديك بود اين جوان بااستعداد و باانرژي همه توانش را در راه ورزش صرف كند و در سمت كاپيتان تيم ملي كريكت هندوستان باقي بماند كه دست سرنوشت او را به بمبئي كشاند و سر از فعاليتهاي هنري درآورد. البته او در رشته اقتصاد تحصيل كرده است. 12 سال پس از آمدن به بمبئي شاهرخخان به سوپر استار كشورش بدل شد و حالا سالهاست كه علاوه بر بازيگري يك كمپاني توليد فيلم به نام «دريمز آن ليميتد» را راه اندازي كرده است. او افتخارات زيادي كسب كرده و در سال 2004 از سوي مجله تايم به عنوان يكي از بهترين بازيگران هند انتخاب شد و از سال 1992 تا 1998 ، 2002 و 2003 برنده بهترين بازيگر سال شد و تاكنون10 جايزه معتبر را به خودش اختصاص داده است. شاهرخخان در كنار «آميتاب باچان» و «عامرخان» مشهورترين و گرانترين بازيگران 20 سال اخير سينماي هند است. با اين حال او يك موفقيت بزرگ ديگر هم دارد و آن زندگي خانوادگياش است. شاهرخخان سالهاست كه ازدواج كرده و پسرش آرين 12 ساله و دخترش سوهانا 9 ساله است. شاهرخخان در فهرست قدرتمندترين چهرههاي جهان در حالي در رديف 41 قرار گرفت كه نفر اول آن را باراك اوباما در اختيار دارد و در رديفهاي بعدي هم چهرههايي مثل پرزيدنت چين، نيكولا سا ركوزي ، گوردون براون و آنگلا مركل جاي دارند. مترجم: بنفشه صابري
+
نوشته شده در یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 1:38 توسط تهرانی
|
منصورخان فيلمساز مطرح معاصر هم عموي اوست. ولي شايد بهتر باشد وي به صورت ديگري معرفي شود! عامرخان سوپراستار چند دهه اخير سينماي هند، پسرعموي اوست. مشوق عمرانخان به بازيگري هم عامرخان بوده است. عمرانخان قبل از اين كه به صورت جدي و به عنوان يك بازيگر بزرگسال فعاليتهاي هنري خود را شروع كند، سال1988 در فيلم پرفروش عامرخان به نام «قيامت سه قيامت تك»، نقش دوران كودكي پسرعموي بازيگر مشهور خود را بازي كرد. او زماني كه براي تعطيلات تابستاني از آمريكا به هند سفر كرده بود، در جلوي دوربين قرار گرفت. اولين فيلم عمرانخان به عنوان يك ستاره جوان سال گذشته اكران عمومي شد. «جان تو يا جان من» با استقبال فراوان تماشاگران روبهرو شد و لقب يكي از كارهاي پرفروش سال سينماي هند را گرفت. موفقيت فيلم (كه عامرخان تهيهكننده آن بود) باعث مطرح شدن نام اين بازيگر جوان در سطح وسيعي شد. در همين سال، او در كنار سانجي دات بازيگر قديمي سينما در فيلم «آدمربايي» ظاهر شد كه موفقيتي در گيشه نمايش نداشت. «شانس» سومين فيلمي است كه از وي به روي پرده سينماهاي هند رفته است. اين فيلم فروشي معمولي در گيشه نمايش داشته است. اما اين بازيگر جوان منتظر اكران عمومي كار تازهاش «دهلي بلي» است كه در آن با عامرخان همبازي است. تحليلگران اقتصادي سينما براي اين فيلم پيشبيني فروش بالايي ميكنند. در شرايطي كه بازيگران جوان هندي معمولا تعداد زيادي فيلم را در دست بازي و توليد دارند، عمرانخان راه عامرخان را ادامه ميدهد. وي اعلام كرده قصد ندارد يك بازيگر پر كار باشد و از اين پس هر سال فقط يك فيلم سينمايي را روانه پرده سينماها ميكند. او كه به ورزش و هنرهاي رزمي علاقه زيادي دارد، ميگويد بزودي فعاليت فيلمسازياش را نيز شروع ميكند.
+
نوشته شده در یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 1:34 توسط تهرانی
|
كارن در اين مصاحبه ميگه كه كاجول بخشي از زندگي من ،خانواده ي من وهمه چيز منه كارن در اين مصاحبه ميگه كه كاجول بخشي از زندگي من ،خانواده ي من وهمه چيز منه
+
نوشته شده در جمعه دوم مرداد 1388ساعت 3:44 توسط تهرانی
|
شاهرخ وكاجول بهمراه كارن مشغول فيلمبرداري نوبت دوم فيلمبرداري ماي نيم ايزخان در سانفرانسيسكو هستند
+
نوشته شده در جمعه دوم مرداد 1388ساعت 3:39 توسط تهرانی
|
- چه رابطه ای با پدرت داری؟ ایا تو هنوز با پدرت در هنگام تصمیمگیری هات مشورت میکنی؟ البته که میکنم.. او با همه در این صنعت رابطه داره و کار میکنه.این خوبه که اون همیشه برای کمک به من هست. پدرم خیلی چیزها در رابطه با زندگی مردم میدونه. و این خیلی خوبه. آه آره.. اما من شک دارم. اگر خدا مداخله کنه و بیاد بهم بگه آقای خان تو اشتباه داری میکنی.. من نظرم رو عوض میکنم(میخنده ادامه ي مصاحبه
+
نوشته شده در جمعه دوم مرداد 1388ساعت 3:32 توسط تهرانی
|
|
||||
مي توان دور بود ، ولي نزديكتريـــــــــــــن .
مي توان نزديك بود ، ولي دورتـــــــــــرين ...
سلام دوستان عزیز.امیدوارم از وبلاگ خوشتون بیاد.در ضمن میخواستم از سایت پرشین بالیوود وبرنامه بالیوود هیلز تشکر کنم.